تبليغاتX
اوقات خوشی را در این وبلاگ برای شما آرزومندم .............................................................i wish the best time for you........................................... و خدایی که در این نزدیکی است
حتما سریال یانگوم رو در تلویزیون مشاهده کردید

اینم خلاصه ی فیلم با شرح تمامی قسمت ها به زبان انگلیسی

http://daejanggeum.blogsome.com/jewel-in-the-palace/

+ نوشته شده توسط رسول در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 16:10 |
I love you in every language

http://www.snowhawk.com/lovelang.html

+ نوشته شده توسط رسول در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 20:10 |
یکی از راههای تقویت انگلسی خواندن روزنامه های انگلیسی است

که در کشور ما تهیه آنها خیلی دشوار است

اینم چند سایت مفید

دسترسی به روزنامه های تمام کشورها

 http://www.world-newspapers.com/

http://www.onlinenewspapers.com

 

/

روزنامه های ایران به زبان انگلیسی

http://www.world-newspapers.com/iran.html

 

 

نیویورک تایمز

http://www.nytimes.com/

 

 

daily telegraph

http://www.telegraph.co.uk/

+ نوشته شده توسط رسول در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 19:51 |
برای دیدن اسامی و زندگی نامه ی ایرانیانی که در دنیا مشهوراند روی لینک زیر کلیک کنید

http://www.parstimes.com/Iranians.html

+ نوشته شده توسط رسول در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 17:45 |
What percentage of people in the world speak American language accents vs British or other accents

Accent percentages


American accents 70%
English accents 15%
Canadian accents 5%
Australian accents 5%
Other 5%

+ نوشته شده توسط رسول در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 17:39 |
برای تقویت انگلیسی خود با این ربات ها به گفتگو بپردازید !

(برای این کار در قسمت خالی که کلمه ی say در برابر آن است جملات خود را تایپ کنید)

hotel robot

http://rclee.vhost.pandorabots.com/pandora/talk?botid=d37ddb790e36f0c1

shopping robot

http://rclee.vhost.pandorabots.com/pandora/talk?botid=ce837783de36f034

apartment robot

http://rclee.vhost.pandorabots.com/pandora/talk?botid=e4116c5f5e36f951

+ نوشته شده توسط رسول در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 20:11 |

 

سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانه های خود آوردند، برمیگردد. همچنین در آن زمان عده ای هرمهایی از چوب میساختند و آنرا با شاخه های درختان همیشه سبز و شمع تزیین میکردند.

به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال 1841، انگلستان، پرنس آلبرت (Prince Albert)، شوهر ملکه ویکتوریا (Queen Victoria) با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور (Windsor) و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد.

واضح است که خانواده های ثروتمند انگلیسی به سرعت از این مد پیروی کردند و با ولخرجی تمام به تزیین درخت میپرداختند. در سالهای 1850، این تزیینات شامل عروسک، لوازم خانه مینیاتوری، سازهای کوچک، جواهرات بدلی، شمشیر و تفنگ اسباب بازی، میوه و خوراکی بود.

بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب میدانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال 1830 است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال 1851، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار می آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.

در حدود سالهای 1890، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد میشد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت میافت. جالب است که ار.پاییان از درختان کوچکی که حدود 1 تا 1.5 متر طول داشتند استفاده میکردند در حالی که آمریکاییان درختی را میپسندیدند که تا سقف خانه برسد.

در اوایل قرن بیستم، آمریکاییان درختهای کریسمس را بیشتر با لوازم تزیینی دست ساز خودشان تزیین میکردند اما بخشهای آلمانی/آمریکایی همچنان به استفاده از سیب، بلوط، گردو و شیرینیهای کوچک بادامی ادامه میدادند.

کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم-چه شخصی و چه دولتی- با برپا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس میرفتند.

در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از فیگورهای پریهای کوچک- به نشانه ارواح مهربان- یا زنگوله و شیپر- که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار میرفت- استفاده میشد.

در لهستان، درخت کریسمس با مجسمه های کوچک فرشته، طاووس و پرندگان دیگر و تعداد بسیار زیادی ستاره، پوشیده میشد. در سوئد، درخت را با تزیینات چوبی که با رنگهای درخشان رنگ آمیزی شده اند و فیگورهای کودک و حیوانات از جنس پوشال و کاه تزیین میکنند. دانمارکیها، از پرچمهای کوچک دانمارک و آویزهایی به شکل زنگوله، ستاره، قلب و دانه برف استفاده میکنند. مسیحیان ژاپنی بادبزنها و فانوسهای کوچک را ترجیح میدهند.

تزیین درخت در اوکراین نیز بسیار جالب است، آنها حتما در تزیین درخت خود از عنکبوت و تار عنکبوت استفاده میکنند و آنرا خوش یمن میدانند، زیرا بنا بر یک افسانه قدیمی، زنی بی چیز که هیچ وسیله ای برای تزیین درخت و شاد کردن فرزندان خود نداشت، با غصه به خواب میرود و هنگام طلوع خورشید متوجه میشود که درخت کریسمس خانه اش با تار عنکبوت پوشیده شده است و این تارها با دمیدن خورشید به رشته های نقره مبدل شده اند

+ نوشته شده توسط رسول در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 2:18 |
+ نوشته شده توسط رسول در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 11:30 |
اینم دست خط خود سهراب

 

 

دست خط سهراب

+ نوشته شده توسط رسول در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 11:22 |
 

 

ابري نيست .
بادي نيست.
مي نشينم لب حوض:
گردش ماهي ها ، روشني ، من ، گل ، آب.
پاكي خوشه زيست.

مادرم ريحان مي چيند.
نان و ريحان و پنير ، آسماني بي ابر ، اطلسي هايي تر.
رستگاري نزديك : لاي گل هاي حياط.

نور در كاسه مس ، چه نوازش ها مي ريزد!
نردبان از سر ديوار بلند ، صبح را روي زمين مي آرد.
پشت لبخندي پنهان هر چيز.
روزني دارد ديوار زمان ، كه از آن ، چهره من پيداست.
چيزهايي هست ، كه نمي دانم.
مي دانم ، سبزه اي را بكنم خواهم مرد.
مي روم بالا تا اوج ، من پرواز بال و پرم.
راه مي بينم در ظلمت ، من پرواز فانوسم.
من پرواز نورم و شن
و پر از دار و درخت.
پرم از راه ، از پل ، از رود ، از موج.
پرم از سايه برگي در آب:
چه درونم تنهاست.

There is no cloud
There is no wind
I sit beside the pond
The swimming fishes, light, I, flower, water
The pureness of the cluster of life

My mother reaps the sweet basil
Bread, sweet basil, cheese, a cloudless sky, wet garden petunia
Within the garden flowers: Salvation is at hand

Over the footbath in a copper bowl what caresses the light pours
The ladder at the garden corner, brings morning on earth,
A smile hides behind everything
The time’s wall has a hole through which my face is seen
There are things, which I don’t know
I know that I will die if I cut away a leaf
I ascend, rise to the peak, I posses wings and feathers
I can see in the darkness, I’m brimful of lanterns
I’m brimful of sun and sand
I’m brimful of vines
I’m brimful of path, of bridge, of river, of wave
I’m brimful of the shadows of reeds in the water
I’m brimful of the movement of that willow tree at the garden’s end
ا

How my inside is alone

+ نوشته شده توسط رسول در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 11:18 |

"خانه دوست كجاست؟" در فلق بود كه پرسيد سوار.
آسمان مكثي كرد.
رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت به تاريكي شن‌ها بخشيد
و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت:

"نرسيده به درخت،
كوچه باغي است كه از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است
مي‌روي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ، سر به در مي‌آرد،
پس به سمت گل تنهايي مي‌پيچي،
دو قدم مانده به گل،
پاي فواره جاويد اساطير زمين مي‌ماني
و تو را ترسي شفاف فرا مي‌گيرد.
در صميميت سيال فضا، خش‌خشي مي‌شنوي:
كودكي مي‌بيني
رفته از كاج بلندي بالا، جوجه بردارد از لانه نور
و از او مي‌پرسي
خانه دوست كجاست."

The rider asked in the twilight “Where is the friend’s house?”
Heaven paused
The passerby bestowed the flood of light on his lips to darkness of sands
And pointed to a poplar and said:

“Near the tree
Is a garden-line greener than God’s dream?
Where love is bluer than the feathers of honesty
Walk to the end of the lane, which emerges from behind puberty
Then turn towards the flower of solitude
Two steps to the flower
Stay by the eternal mythological fountain of earth where a transparent fear will visit you
In the flowing intimacy of the space you will hear a rustling sound
You will see a child
Who has ascended a tall plane tree to pick up chicks from the nest of light?
Ask him
Where is the friend’s house?

+ نوشته شده توسط رسول در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 11:3 |

 

اهل كاشانم
روزگارم بد نيست.
تكه ناني دارم ، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي.
مادري دارم ، بهتر از برگ درخت.
دوستاني ، بهتر از آب روان.

و خدايي كه در اين نزديكي است:
لاي اين شب بوها، پاي آن كاج بلند.
روي آگاهي آب، روي قانون گياه.

من مسلمانم.
قبله ام يك گل سرخ.
جانمازم چشمه، مهرم نور.
دشت سجاده من.
من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم.
در نمازم جريان دارد ماه ، جريان دارد طيف.
سنگ از پشت نمازم پيداست:
همه ذرات نمازم متبلور شده است.
من نمازم را وقتي مي خوانم
كه اذانش را باد ، گفته باد سر گلدسته سرو.
من نمازم را پي "تكبيره الاحرام" علف مي خوانم،
پي "قد قامت" موج.

I am a native of Kashan
Time is not so bad to me
I own a loaf of bread, a bit of intelligence, a tiny amount of taste!
I possess a mother better than the leaf
Friends, better than the running brook

And a God who is nearby
Within these gillyflowers, at the foot of yonder lofty oak,
On the stream's awareness, on the plant's law

I am a Muslim
The rose is my Qebleh
The spring my prayer-carpet
The light, my prayer stone
The field my prostrate place
I take ablution with the heartbeat of windows
Moon flows into my prayer, gently it flows
The rock is visible from behind my prayer
All particles of my prayer are illuminated
I pray when the wind calls for prayer
From the cypress tree’s minaret
I practice my ritual when weeds say God is Greater
When wave raises


كاشان، قريه چنار، تابستان 1343

+ نوشته شده توسط رسول در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 10:43 |

 

 

And think how lonely would be

A little fish if she fall in love with

                                   Boundless blue of the sea

 

و فکر کن که چه تنهاست ماهی کوچک وقتی دچار

آبی بیکران دریا شود

 

                          Sohrab sepehri

 

+ نوشته شده توسط رسول در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 10:17 |

Darkness can not drive out darkness

Only light can do that

Hate can not drive out hate

Only love can do that

 

Martin louter

+ نوشته شده توسط رسول در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 10:10 |